خرید بک لینک

هیچ جا، اینجا نمی شه.

مثل اتاق آبیم توی خونه قبلی، که هیچ جا اونجا نمیشه.

در واقع هیچ جا، من اون مدلی که اونجا بودم نمی شه.

اون مدل فارغ از زمان و مکان و هرچیزی، اون دختر نوجون احمق با یه عالم مشکل و شادی و غمهای دم دستی.

غم که عمیق شد از اون خونه رفتیم.

توی خونه جدید یادگرفتم غم درمون داره.

بهش توجه کردم و درمونش کردم.

خلاصه که هیچ جا، این نوشته های کوچیک و ساده و نامفهومی که اینجا مینویسم نمیشه.

چون اینجا کسی نپرسید و نگفت واضحتر بنویس بفهمیم چی می گی.

خاصیت بلاگرهای اینجا این بود که هرکسی به راه و روش خودش با مفهوم همراه می شد، بدون قضاوتی حتی.

شما اون بیرون رو ببین. بیرون از اینجا رو می گم.

اون بیرون، اینستگرم، توییتر، فیسبوک، این جدیدا کلاب هاوس، همه شون می خوان هم رو قضاوت نکنن و به نظر هم احترام بذارن. باشه بابا، تو خوبی گویان.

بازم خلاصه اینکه.

دلم تنگ نشده برا هیچ روزی.

اما هیچ جا اینجا نمیشه.

برچسب: نویسنده: هستی رضوانی تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 15:58

صفحه بندی